ای هیج
زمین در زیر این فیروزه مینا چو خشخاشی بود بر روی دریا
توخودبنگرکزین مقدارچندی سزد گر بر بروت خود بخنــدی
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 21:51  توسط حسن
|
توخودبنگرکزین مقدارچندی سزد گر بر بروت خود بخنــدی
قربانت شوم :
الساعه که با همشیره همایونی در ایوان خانه به شکستن لبه نان مشعول بودم خبر رسید . شاهزاده وثوق الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معذول کرده بودم به توصیه عمه خانم ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده اید .
دستور دادم ایشان را تحت الحفظ به تهران بیاورند تا اعلا حضرت بداند اداره امور مملکت به سفارش عمه و خاله نمی شود . تقی
میرزا تقی خان امیر کبیر
خورشیدجاودانه میدرخشدبرمدار خویش
ماییم که پا جای پای خود مینهیم و
غروب میکنیم هر پسین
گوشه ای از وصیت نامه
هنرمندحسین پناهی